کی میدونه شاید امسال برا ارباب بمیرم

در میوون غبار بیابونا نوری پیداست

بابا بیا منو ببر خستم خستم خوابم نمیره تا سحر خستم خستم

دوتا گل یاسم فدا سرت به فدای چشمای اکبرت

عمو حسین مرا ببخش میان قتله گاه دردسر شدم

با التماس و گریون دلم گرفته بارون برای اذن میدون ای عمو

لالایی برات می خونم تا اینکه دووم بیاری بایدتا عمو برسه دندون روجیگر بذاری

به وقار وشکوه برون آمد ز حرم

 یاحضرت مشگل گشا دستم به دامنت

علمدار علمتو نگه دار دست علی به همرات

وای سوال زینب اینه ما با کی بریم مدینه؟


 

نوشته شده توسط در ساعت موضوع دهه اول محرم سال۸۷ - لينک ثابت