|
این وبلاگ کاملا افتخاری اداره می شود
|
کی میدونه شاید امسال برا ارباب بمیرم
در میوون غبار بیابونا نوری پیداست
بابا بیا منو ببر خستم خستم خوابم نمیره تا سحر خستم خستم
دوتا گل یاسم فدا سرت به فدای چشمای اکبرت
عمو حسین مرا ببخش میان قتله گاه دردسر شدم
با التماس و گریون دلم گرفته بارون برای اذن میدون ای عمو
لالایی برات می خونم تا اینکه دووم بیاری بایدتا عمو برسه دندون روجیگر بذاری